تبليغاتX
شیمی مواد - متن جالب

شیمی مواد

شاخت انواع مواد منفجره

متن جالب

عابد نامه (لیلی و مجنون)

گله میکرد ز مجنون لیلی...... که شده رابطه مان ایمیلی...... حیف از آن رابطه ای انسانی...... که چنین شد که خودت میدانی...... عشق وقتی بشود دات کامی...... حاصلش نیست بجز ناکامی...... نازنین خورده مگر گرگ ترا؟...... برده یا دات کام و دات ارگ ترا؟...... بهرت ایمیل زدم پیشترک...... جای سآبجکت نوشتم به درک...... به درک گر دل من غمگین است...... به درک گر غم سنگین است...... به درک رابطه گر خورده ترک...... قطع آنهم به جهنم به درک...... آنقدر دلخور از این ایمیلم...... که به این رابطه هم بی میلم...... مرگ لیلی ، نت و مت را ول کن...... همه را جای Ok کنسل کن...... OFF کن کامپیوتر را جانم...... یار من باش و ببین من ON ام...... اگرت حرفی و پیغامی هست...... روی کاغذ بنویس با دست...... نامه یک حالت دیگر دارد...... خط تو لطف مکرر دارد...... خسته از Font و ز Format شده ام...... دلخور از گردی @ ( ات ) شده ام...... کرد ریپلای به لیلی ، مجنون...... که دلم هست از این سابجکت خون...... باشه فردا تلفن خواهم کرد...... هرچه گفتی که بکن خواهم کرد...... زودتر پیش تو خواهم آمد...... هی مرتب به تو سر خواهم زد...... راست گفتی تو عزیزم لیلی...... دیگر از من نرسد ایمیلی...... نامه ای پست نمودم بهرت...... به امیدی که سر آید قهرت......

 

 

شاهنامه عابد

کنون رزم virus و رستم شنو...... دگرها شنيدستي اين هم شنو...... که اسفنديارش يکي disk داد...... بگفتا به رستم که اي نيکزاد...... در اين disk باشد يکي file ناب...... که بگرفتم از سايت افراسياب...... برو خرمي کن بدين disk هان...... که هم نون و هم آب باشد در آن...... تهمتن روان شد سوي خانه اش...... شتابان به ديدار رايانه اش...... دگر صبر آرام و طاقت نداشت...... مر آن disk را در drive اش گذاشت...... نکرد هيچ صبر و نداد هيچ لفت...... يکي list از root ديسکت گرفت...... در آن disk ديدش يکي file بود...... بزد enter آنجا و اجرا نمود...... به ناگه چنان سيستمش کرد hang...... که رستم در آن ماند مبهوت و منگ...... تهمتن کلافه شد و داد زد...... ز بخت بد خويش فرياد زد...... چو تهمينه فرياد رستم شنود...... بيامد که ليسانسش رايانه بود...... بدو گفت رستم همه مشکلش...... وزان disk و برنامه قابلش...... چو رستم بدو داد قيچي و ريش...... يکي ديسک bootable آورد پيش...... يکي toolkit اندرآن disk بود...... بر آورد آن را و اجرا نمود...... به ناگه يکي رمز virus يافت...... پي حذف امضاي ايشان شتافت...... چو virus را نيک بشناختش...... مر از bootsector بر انداختش...... يکي ضربه زد بر سرش toolkit...... که هر byte آن گشت هشتاد bit...... به خاک اندر افکند virus را...... تهمتن به رايانه زد بوس را...... چنين گفت تهمينه با شوهرش...... که اين بار بگذشت از پل خرش...... دگر بار برنامه اين سان مکن...... ز رايانه اصلا تو صحبت مکن...... قسم خورد رستم به پروردگار...... نگيرد دگر disk ز اسفنديار......

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 23:59  توسط مجید  |